نمونه ای از معلقات

قِفَا نَبْكِ مِنْ ذِكْرَى حَبِيبٍ ومَنْزِلِ   بِسِقْطِ اللِّوَى بَيْنَ الدَّخُول فَحَوْمَلِ
فَتُوْضِحَ فَالمِقْراةِ لمْ يَعْفُ رَسْمُها   لِمَا نَسَجَتْهَا مِنْ جَنُوبٍ وشَمْألِ
تَرَى بَعَرَ الأرْآمِ فِي عَرَصَاتِهَا   وَقِيْعَانِهَا كَأنَّهُ حَبُّ فُلْفُلِ
كَأنِّي غَدَاةَ البَيْنِ يَوْمَ تَحَمَّلُوا   لَدَى سَمُرَاتِ الحَيِّ نَاقِفُ حَنْظَلِ
وُقُوْفًا بِهَا صَحْبِي عَليَّ مَطِيَّهُمُ   يَقُوْلُوْنَ: لا تَهْلِكْ أَسَىً وَتَجَمَّلِ

شرح لغوی

۱- قِفا: امر از وَقَفَ، یقِف: بایستید(شما دو نفر).// نَبکِ: مضارع مجزوم به حذف حرف علّه(لام الفعل) از بکی.// سقط: با کسر و ضم و فتح سین: توده‌ی ریگ که تُنُک شده باشد و به زمین هموار منتهی گردد.// لِوَی: پایان ریگ توده، ریگ درهم پیچیده.// دَخُول و حَوْمَل: نام دو مکان.

۲- توضَح و مِقراة: نام دو مکان.// لم یعفُ: محو نشده است، از عَفی یعفُو، مجزوم شده به واسطه‌ی ادات جزم(لم)// نَسَجَتها: (باد جنوب وشمال) از دو سو بر آن وزید.

۳-ترَی: مضارع رأی و در اصل ترأی بوده است که برای تخفیف به این صورت در آمده و به صورت اصلی کم به کار می رود.// بَعَر، بَعْر: با فتح باء و سکون و فتح عین: سرگین شتر و گوسفند و آهو، پشکل.// أرآم: آهوان سفید، ج رِئم.// عَرَصات: زمین های همواری که در آنها بنا نباشد، پیشگاه خانه، ج عرصة.// قِیعان: زمین های سخت و هموار، منظور صحن خانه ها، ج قاع.// فلفل: با ضم و کسر هر دو فاء: فلفل.

۴-غَداة: بامدادان، از غُدُوّ.// بَین: جدایی، از بانَ، یَبینُ.// تحمّلوا: بار سفر بستند، ماضی باب تفعُّل.// لدَی: نزد، معمولا در مادیات به کار می رود بر خلاف عِند که هم در مادیات و هم در معنویات به کار می رود.// سمُرات: بوته های خار مغیلان، ج سمرة.// حیّ: عشیرة، قبیله.// ناقف حَنظل: کسی که شرنگ را بشکافد و دانه اش را بیرون بیاورد، این کار سبب اشک ریزی او می شود.

۵-وقوفا: ج واقف: ایستاده.// صَحْب: یاران، ج صاحب.// مَطیّ: مرکب ها، ج مطیّة.// أسیً: غم، أندوه.// تجلّد: خود را نیکو حال نشان بده، امر مخاطب از باب تفعُّل[۱].

[۱] . وقوفا: حال و منصوب به فتحه.// مرجع ضمیر ها در«بها»: سمرات است.// اسی: مفعول له و منصوب به فتحه.

ترجمه

۱-(همسفران)، بایستید تا به یاد دوست و منزلگاهش گریه کنیم، در ریگستان میان دَخول و حَومل و توضَح و مِقراة.

۲-در اثر وزش های دو سوی جنوب و شمال (آثار بر زمین چسبیده‌ی (این دیار) هنوز از بین نرفته است.[۱]

۳-پشکل آهوان را بسان دانه های فلفل در صحن خانه ها و در پیشگاهشان می بینی.

۴-گویی روزی که بار سفر را در بامداد جدایی ببستند و در لحظاتی که در کنار بوته های خار مغیلان بودم، بسان شکافنده‌ی حنظل(اشک هایم ریزان شده بود).

۵-در آنجا یارانم ایستاده به من می گفتند: خویش را از اندوه هلاک مساز، نیکو حال باش.

  1. شراح دو معنی دیگر هم در پیوند با این بیت لحاظ کرده اند:۱-با آن که آثار منزل به واسطه ی وزیدن دو باد از بین رفته ولی آثار عشق یار هم چنان در دل باقیست.۲-محو آثار منزل تنها در اثر وزیدن بادها نبوده است بلکه عوامل دیگری نظیر ادامه ی باران و مرور زمان مؤثر بوده است.

شرح بلاغی:

۲-تضاد میان دو واژه‌ی جنوب و شمال.

۴-ناقف حنظل: کنایه از گریه و اشک ریزی شاعر در هنگام وداع با یاران.

خرید کتاب معلقات سبع

1 دیدگاه دربارهٔ «نمونه ای از معلقات;

  1. الکلمات لا تفی ب جمال کتابتك
    عاشت أناملك السحریة
    موضوع في قمة الروعة لطالما كانت أعمالك متميزة و روعة الإختيار
    دمت لنا و دام تألقك الدائم

    پاسخ

پاسخ دادن به عبدالحکيم غانم عبیاوي لغو پاسخ